تبليغاتX
یادداشت های روزانه من - مرا از روی چشم هایم بشناس .

 

به تعداد آدم ها ... درست به تعدادِ آدم ها ... رفتار و كردار وجود دارد ، متفاوت ، مثل اثر انگشت.

ممكن است عده كثيري شبيه به هم رفتار كنند اما ميان همان شبيه ها هم تفاوت وجود دارد .

آدم ها را از روي كتاب ها ، الگوهاي روان شناختي ، شناسه هاي علمي و تجربيات ديگران ، قضاوت نكنيم . از همه ي اين ها كمك بگيريم اما ، بسط ندهيم ... تفاوت ها را فراموش نكنيم ... آدم ها را خصوصا آن ها را كه دوست مي داريم از نو بشناسيم ، با نگاهي نو ، با چشمِ دل ، با همه ي آن چه قلب مان راهنما مي شود ... ببينيم آيا هنوز هم منطبق است با تصوير ذهنيِ ما؟ اگرمطابق نشد باالگوهاي شناختي ، باورش مي كنيم يا متهمش ؟ اگر همان نشد كه كتاب هايمان گفته بودند آيا دوستش مي داريم هنوز؟

پي نوشت : من از تمام كتاب هايي كه طرز رفتار و برخورد با آدم ها را مي آموزند بيزارم. با من آن گونه باشيد كه دوست مي داريد ، باشيد ... نه آنگونه كه مي انديشيد ، من دوست مي دارم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 1:41 توسط سلماز |


X

صفحه نخست
پست الکترونیک

مي خوانم

رهام
هیسنا
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

دی 1387

آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386


دوستان

چهل و هشت
فرشاد
مهتاب
کتایون
صبا
بهار
ماری
شانتال
گاهنامه ندا
پروانۀ کوچک
آن سوی مه
لاله
پونه
رها
اوج
سيرن
کورال
کیهان
مرجان
آزاده نیلی
زندگي
لحظه های ناب
دردواره ها
جزيره ترانه ها
یکی از همین آرشها
نماز درخم آن ابروان محرابی
صبح است ساقيا قدحي پر
دختر آفتاب و پسر آسمان