به تعداد آدم ها ... درست به تعدادِ آدم ها ... رفتار و كردار وجود دارد ، متفاوت ، مثل اثر انگشت. ممكن است عده كثيري شبيه به هم رفتار كنند اما ميان همان شبيه ها هم تفاوت وجود دارد . آدم ها را از روي كتاب ها ، الگوهاي روان شناختي ، شناسه هاي علمي و تجربيات ديگران ، قضاوت نكنيم . از همه ي اين ها كمك بگيريم اما ، بسط ندهيم ... تفاوت ها را فراموش نكنيم ... آدم ها را خصوصا آن ها را كه دوست مي داريم از نو بشناسيم ، با نگاهي نو ، با چشمِ دل ، با همه ي آن چه قلب مان راهنما مي شود ... ببينيم آيا هنوز هم منطبق است با تصوير ذهنيِ ما؟ اگرمطابق نشد باالگوهاي شناختي ، باورش مي كنيم يا متهمش ؟ اگر همان نشد كه كتاب هايمان گفته بودند آيا دوستش مي داريم هنوز؟ پي نوشت : من از تمام كتاب هايي كه طرز رفتار و برخورد با آدم ها را مي آموزند بيزارم. با من آن گونه باشيد كه دوست مي داريد ، باشيد ... نه آنگونه كه مي انديشيد ، من دوست مي دارم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 1:41 توسط سلماز |